و یکسال گذشت..ولی من هنوز امیدوارم!!

 

 

امـیدوارم،

یک روز باز خواهی گشت

یـ ـ ـک روز که تحویـ ـ ـل سال می شـ ـ ـود،برای دل تنهایم

یک روز کـ ـ ـه دستانت را دوبـ ـ ـاره در دستانـ ـ ـم می گذاری

 بـ ـ ـرای بی نهایت امیـ ـ ـدوارم،

به روزی که بـ ـ ـیایی،

کـ ـ ـه بیایی و بگـ ـ ـویی که گناه جداییمـ ـ ـان را بر دوش نمیگیری

من هنوز امید دارم

به بی گناهی چشمـ ـ ـانات

و بعیدی لبانت

پس از رفتـ ـ ـن

آره من هنـ ـ ـوز امیدوارم،

که هنوز قلبت به یـ ـ ـاد نگاهم میزنـ ـ ـد

من امیدوارم ولی شاید امید در من همان حسـ ـ ـ ـرت باشد

یا همان چیـ ـ ـز که پس از رفتنـ ـ ـت د وجودم مرد،به پایان رسید

ولی من هنوز امیدوارم!!

 

سه شنبه‌ی آخر اسفند



دوست دارم
سه شنبه‌ی آخر اسفند

از زیر کُرسی ِ تنهایی‌ام

نبودنت را بکِشم بیرون

بی‌اندازم کفِ اتاق

شعر بپاشم روش

کبریت بزنم

و از آتشِ یک سال انتظار

بپرَم ..


بهار بی‌حضورِ تو
کابوس این خوابِ زمستانی است


دوست دارم
شکوفه، بهانه‌ی تو باشد


تو پیراهنِ تمام فصل‌ها که در راهند ..



با “هیچکس نبودن” بهتر است از حضور اشتباه در کنار کسی بودن …

 

 

با “هیچکس نبودن” بهتر است از حضور اشتباه در کنار کسی بودن …


 

 

با “هیچکس نبودن” بهتر است از حضور اشتباه در کنار کسی بودن …