دلنوشتي براي آقايم مولايم حضرت رضا (ع) ...

 

 

 

 

 

 
سلام دوستان
اميدوارم حالتون خوب باشه...
ما بعد از 7سال طلبيده شديم و رفتيم محضر آقا امام رضا...
نميدونم از چي براتون تعريف کنم و از کجاش بگم...
از کدام روز بنويسم ! 
از گنبد طلایتان..از کبوترای حرمتان..از نقاره هایی که وقتی میزدن نفسم به شماره می افتاد

يا از دل بنويسم...  اما دل !  دل ! واي که چه کلمه ي زيباييست اين «دل» ! که خيلي زود دلش لک مي زند مي گيرد مي شکند باز بهاري مي شود و باز ... خلاصه رسم خودش را دارد ! که هنوز هم که هنوز بعد از کلي سر و کله زدن با اين دل ! هنوز هم نشناخته ايم اش !!!


توي دلم پر از عقده هاست ... عقده کربلا ... عقده ي جمکران و حرم نوراني خواهرت فاطمه معصومه (س)... عقده ي بقيع .. . عقده جمعه ها .. . عقده ي غريبي ها ... تنهايي ها ... بي کسي ها ...غريبي ها ... که اگر حرمت نبود! اگه نبودي آقا ... دلم مي شکست ! چه شکستني !  اين همه عقده را کجا خالي کنيم آقا جان

گاهي بهانه ي کربلاي سيد الشهداء را ميگيرد و گاهي بهانه ي امام غايبش ! گاهي هنوز به جمعه نرسيده بهانه ي گير مي شود ! و تو هستي که بايد خوشش کني به جمعه يا  جمعه هاي بعدي !

از پاهايي بگويم که برهنه مي شوند به عشق مولا !! مي روند و مي روند تا برسند به دم درب ورودي اش !! مي نشيند . خستگي در مي کند !

پاي فقيري که توان طواف خانه ي خدا را ندارد ! اما به عشق خدايش ميگردد به دور يکي از عزيزترين هاي خدايش !! ميگردد و ميگردد  تا برسد به خود خدا ....  هرگز خسته نمي شود از پياده رفتن در خاک بهشتي خراسان !

اذنش دخولم را ميگيرم ! دلم خوش است که اذنم داده اي آقا جان !

 آقا جان آخر سفر کربلايم را ازتون ميگيرم . دست اين گناهکار را هم بگيريد آقا. چندي است که دلم بد جور هواي کربلا  را کرده ! ميگويند سفر کربلا از شما گرفته اند آقا جان ! من هم کربلا را از تو ميخواهم ! اول به اذن خدا بعد هم اجازه ي خود شما !

نمي دانم آقاجان ! چه قدر توصيف شما و حرمتان سخت است ! چقدر اشک مي برد !  از غريبي ات چطور بنويسم !‌

فقط بايد بگم بهترين روزهاي زندگيم توي همين 7 سال همين 7روز بود..
روزهايي پر از آرامش و فکر آزاد..
روز هاي پر از معنويت و خدا و خدا و خدا...
همه کسايي که منو ميشناسن ميدونن چقدر دلتنگ آقا بودم..و يه جور تبديل به يه آرزوي محال شده بود...
خداروشکر آقا طلبيد و ما هم  رفتيم..
از همون ورودي که نوشتن به شهر مشهد خوش امديد اشکهاي من شروع شد..
کلي توي خيابون گريه کردم تا به حرم برسم..
اصلا باورم نميشد که بالاخره اومدم
کلي با آقا درد دل کردم لحظاتي که ثانيه ثانيه شو با هيچي عوض نمي کنم..به آقا گفتم توي اين دوسال خيلي سختي کشيدم و الان دوساله منتظرم دعوتم کنين
گفتم آقا..خدا امتحانم کرد ولي من توي امتحانش مردود شدم..
کمکم کن خدا از سر تقصيراتم بگذره..
چنان به يه عشق دنيايي دل بستن که اصلا خدا رو فراموش کردم و خدا هم با همون امتحانم کرد ميخواست ببينه چقدر قوي هستم و چقدر ياده خودش بهم آرامش ميده
ولي من رد شدم..
رفوزه..
به آقا گفتم کمکم کنه که ازين امتحان روسفيد بيرون بيام و بهم صبر بده..
کمکم کنه خدا رو بهتر بشناسم..
به اين دنيا  دل نبندم و باهرتلنگری دلم نلرزه..
فقط خدا و خدا و خدا.

آقا جون انشالله مقصد بعدی کربلا در کنار جد بزرگوارتون آقا امام حسین(ع) و آقا ابوالفضل(ع)

انشاللـــــه...

هزار بار نوشتم و باز نوشتم اما باز ناتوانتر از هر بار ...


 

 

در حریـــم قدسیت بـــال مناجــاتی بده

گنبــــدت دل می برد وقت مـــلاقاتی بده

دستهایم خالی از پیش است سوغاتی بده

من فقـــیرم تکه نــــانی بهر خیـــــراتی بده

از کــنار تو گدا با دســت خــالی رد نــــشد

نیست عاقل هر کسی دیوانه ی مشهد نشد

از دم گرمت مسیحا صــاحب دم می شود

بی تو باشم حضرت خورشید سردم می شود

نان برای خــوردن و بـــردن فراهـم می شود

من زیادیم مگر از ســـفره ات کـــم می شود

ما لــــب تشنه لـــب دریایمان پیش شماست

هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شماست

این حرم را چشمهای تــار می خواهد چکار

پنجره فولاد تو بیــــــمار می خواهد چکار

دل به تو بسته طــــناب دار می خواهد چکار

خوب مداوایش کند اســـــرا می خواهد چکار

پنـــجره فولاد تو بیــــمار را آورده است
تو
جوابش
را
بده
دکتر
جوابش
کرده
است

 

آقا به نبودنت که عادت داریم ...

 

 

 از دوری تو غمین و نالان هستیم
وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم


اصلیت ما را تو اگر می پرسی
از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!


ما لشگری از سلاح روسی داریم
در دوز و کلک رگ ونوسی داریم


هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم
این هفته فقط نیا عروسی داریم


از جور زمانه ما شکایت داریم
اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم


ما مشکلمان گرانی و بیکاریست
آقا به نبودنت که عادت داریم ...


ما قیمت روز ارز را می دانیم
معیار بهای بورس در تهرانیم


فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است
هر روز دعای عهد را می خوانیم


صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو


آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط ...
از آنچه که ما دوست نداریم نگو!
 

 

سلامتی یوسف رهرا گل نرگس مهدی موعود صلوات
 
 
 

دل بیشتربرای ظهورت تپیده است

 

 

 

این روزها که مادرمان بین بستر است
دل بیشتر هواییه دیدار دلبر است


این روزها که یاس علی قدخمیده است
دل بیشتربرای ظهورت تپیده است


سلامتی وتعجیل درفرجش
۵صلوات
التماس دعا

 

دعا میکنم در اخرین روزهای ماه صفر...

 

 

کارت پستال درخواستی طراحان

 

 

دعا میکنم در اخرین روزهای ماه صفر،

حسیـــــن(ع)  ضامن دعاهایتان،

عبــــــاس(ع) مشکل گشایتان،

سجـــــاد(ع) مرهم دردهایتان،

      رضـــــــــا(ع) آرامش بخش وجودتان

 و

 مهـــــدی زهــــرا (عج)

سایبان دلتان باشد.....

 

 

   چرا هر عصر جمعه،دل غمینی؟

 

 

 

 

به دل گفتم چرا با غم عجینی؟
                     چرا هر عصر جمعه،دل غمینی؟
به ناگه اشك چشمم ناله سر داد
                      دلم از غصه اش فریاد سر داد
كه تو آخر نمیدانی،كسی هست
                        كه عهدی با دل هر عاشقی بست
همه گویند چرا این دل چنین است؟!
                  به عصر جمعه ها عاشق غمین است
بگویم من تو را از عهد این دل
                      كه فریاد دو دو صد فریاد از این دل
همه دلها گرو در دست مولاست
                         همه جانهای ما سر مست لیلاست
همان روزی كه خلوت كرده بودم
                      به ناگه یك ندایی را شنیدم
ندایی بود،بس جانسوز و پرخون
                     كه گویی او دلی دارد همه خون
دگر عشاق ما حالی ندارند
                             دگر با آه ما اشكی ندارند
همه در بند دنیای خودستند
                          چرا پیمان خود با من شكستند؟!
چرا نام مرا آهسته گویند؟
                            ز خجلت نام من با كس نگویند؟
چرا كس نام من از دل نگوید؟
                      به تزویر و ریا نامم بگوید؟
همه آلام خود،آرام و پر درد
                          بگفت با این دل پر غصه و درد
گلویم پر ز بغض،مملو ز فریاد
                         ز پر دردی مولایم زنم داد
دو چشمانم به دردش ناله می كرد
                   خدا را با كه این بازی توان كرد؟!
كه مولایم همه درد و همه غم
                         ولیكن یار او بی درد و بی غم!
از آن پس با دل خود عهد كردم
                   خوشی را بر دل خود منع كردم
به مادامی، كه مولایم غریب است
                     به هر جا كه روم كارم همین است:
خنده بر لب نزنم از ته دل تا به ابد                
گریه بسیار كنم بر غم او تا به ابد

 

 

 


می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟

 

 

ای که دائم به جهان منتظر منتظری
گیری از مردم دانا ز ظهورش خبری

روز و شب ذکر زبان تو بود یا مهدی
در فراقش غم دل داری و اشک بصری


 

فرض کن، حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
بر در خانه و یا بر سر کوی و گذری


ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی
باطنت هست پسندیدۀ صاحب نظری؟

دیده ای هست تو را قابل دیدار امام
می توانی تو به خورشید جمالش نگری؟


خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟



پول بی شبهه و سالم ز همه دارائیت
داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟



گر بپرسد ثمرت چیست تو از طول حیات
داری از بهر ارائه سند مختصری؟



ور بپرسد عملت چیست ز بگذشتن عمر
در عملکرد تو باشد عمل معتبری؟



برده ای نان و غذا بهر مساکین یک شب
یا تو داری ز یتیمان و فقیران خبری؟



در پی امر به معروف و نهی از منکر
بوده ای بهر محبان ولایت سپری؟



هیچ گه داشته ای بهر ظهور حضرت
ناله نیمه شب و ذکر دعای سحری؟



آن چنان هست که افسرده و غمگین نشوی
گر بگیرد سمت تو بدهد بر دگری؟


داری آمادگی آنکه اگر حضرت خواست
از سر مال جهان بهر خدا در گذری؟



واقفی از عمل خویش تو بیش از دگران
می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟



گر از این جمله که گفتم همه را دارایی
خوش به حال تو که خود ساخته و منتظری



ور از این گفته تو را هست قصوری بیگی
توبه کن بلکه ز محبوب بیابی اثری



نصرت الله بیگی درباغی

 



 
سلامتی یوسف رهرا گل نرگس مهدی موعود صلوات
 
 
 
 
 
 

شب قدر... التماس دعا! دل شکسته . . .

 

 

 

ام‌شب دوست دارم برهنه‌پا، آشفته‌مو، سر به زیر و آرام،

 راهِ یکی از این بیابان‌های دور و بر این شهر شلوغ را بگیرم و بیایم.

یک قرآن هم‌راه‌م باشد و مجیر و جوشن کبیر و افتتاح

 و کمیل و مناجات حضرتِ امیر در مسجد کوفه.

 من باشم و تو باشی.

 من باشم و تو باشی.

من باشم و تو باشی.

من باشم و تو باشیو

آخرش فقط تو باشی!...

 

 

می کشی آه و در چشم هایت 

 می رمند آهوان دسته دسته

در گلویت ترک می خورد بغض

 التماس دعا! دل شکسته . . .

 

 

با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم  

 دانم که در به رویم وا می‏کنی به آهی

ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را 

 گر تو نمی ‏پسندی تقدیر کن نگاهی . . .

 

 

.

آه امشب لیلةُ القدرِ خداست

ذکر یا رب یا رب و وِرد و دعاست

گاهِ استغفار و دلْ لرزیدن است

 گاه توبه، گاهِ آمرزیدن است

گاهِ عجز و التماس و هم نیاز

رو به درگاه حکیم چاره ساز . . .

 

 

 

این من و حجم شب و دستان خالی و خدا

آسمانی تیره و اشک و سکوت و انزوا

 ناله های جانگدازو گریه و امن یجیب

قبله و قلب و جوارج جملگی غرق دعا

 

شادی عیدانه تان افزایشی ، و التماس دعا سفارشی !

 

 

 

او خواهد امد...

 

 

 


يکبارنشد توراصدايي بکنيم

تعجيل بخواهيم ودعايي بکينم

هرجاکه به نفع بود باصوت بلند؛

گفتيم «بيا» تاکه ريايي بکنيم

 

 

 با سلام ای آقا...

شبتان مهتابی...

روز میلاد شما در پیش است...

عرض تبریک آقا... و کمی بیتابی...

چشم عالم به دقایق نگران خواهد شد!...

کوچه ها منتظرند... دشت ها حوصله ی سبزه ندارند دگر...

پس چرا دیر آقا ؟!...

ای نفس ها به فدای کف نعلین شما!... اندکی تند قدم بردارید.....

خاک نعلین شما سرمه‌ی چشمان من است...

سال و ماهی است بدنبال شما... چشم گریان دارم...

 تو کجایی آقا...!؟

نفس باد صبا در پی دیدار شما...

خسته جان است دگر...

رودها از نفس افتاده‌اند... بس پی چهره‌ی محذون شما...

همچو موجی مجنون... سر ز کف داده‌اند...

بادها؛ با صدایی نالان... "عجل الله فرج" میخوانند...

بس که سرگردانند...

تو کجایی آقا...!؟

همه پیران رفتند و جوانان همه از حسرت دیدار شما... خم به قامت دارند...

سالها می‌گذرد حادثه‌ها می‌آید...

آرزوی خبر آمدنت؛ شده تکلیف دل غم زده‌ام...

 یادتان هست آقا...؟

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم ...

خوب می‌دانم که غم از دل برود چون تو بیایی...

چه بگویم که فقط... غم تنهایی دردانه نرجس شده سنگینی این دل...

گرچه بین مائی... ولی ای آقا جان... تو چقدر تنهایی!!!

 کی شود بازآیی ؟ ... 

یاسر خانجان

 

1 (37).jpg


 

 آقــای مــن٫ مهــــــــــدی جـــــــــان

خیابانها ٫ محله ها٫ شهر را چراغانی کرده اند....

در گوشه  گوشه ی  شــــهر نذری میدهند.....

شیرینی پخش می کنند٫به همدیگر تبریک عید ولادت تورا می گویند...

اباصالح نیستی ببینی چه میکنند!!!

موبایل ها را خبر نداری !

چقدر صلواتـــــــ  نذر تو وروح مادرتــــــ و آبا و اجدادتــــــــ کرده اند....

گاه فکر میکنمــ تا بحال کجا بوده اند؟

نکند خواب زمستانی رفته بودند؟

ســــــرور من ٫ آقـــــــای مــــن٫ مـــــولای مــــــن٫

تو همیشه بوده ای و هستی٫

این ماییمــ که نیستیمــ.....

و چه نادانانِ خوش خیالی هستیمـــ ما!

 امــام عصـــــر من٫ قائمــ آل مــحمـد٬

ای مهربانتر از ما بر ما ...

ما نمی فهمیمــ حواسمان نیست٫

فراموش میکنیمــ تو هوای ما را داشته باش

یوسفـــ زهــــــــرا ٫ بقیــــــة اللـــــــه ٫

من منتظر خوبی نیستم٫

           دیگر خجالت میکشمـ از دعای فرج خواندن خـودم

 بخاطر من نه ٬

بخاطر آنانی که در زیر این چرخ گردون منتَظرتـــــــــــ هستند

    

     بـــــــــیـــــــــــا...    

    

 

 

 

 

در دلم افتاده كوچ عشق هـم سـر مـى شود

 

 
 
 

در دلم افتاده روزى این قفس پر مى شـود
 
در دلم افتاده كوچ عشق هـم سـر مـى شود
 
 
 
در دلـم افتـاده روزى آسمـان در آسمان
 
پهنه پـرواز را خوش سایه گستر مـى شـود
 
 
 
در دلـم افتـاده روزى واژه بیـداد هـم
 
در میــان گــامهاى نــور پرپر مـى شود
 
 
 
در دلـم افتـاده روزى بـا ظـهور آفتاب
 
خلــوت تاریــك شبهــایم منــور مى شود
 
 
 
در دـم افتاده روزى ایـن خزان بـى نصیب
 
با ظهــور مهــدى مــوعود  پر بر مى شود

 

 
 

اعیاد شعبانیه مبارک...

 



 سه گل روییده اندر باغ احساس

گل سوسن گل لاله گل یاس

گل اول که ماه عالمین است

عزیز فاطمه نامش حسین است

گل دوم نگر غرق است در فضل

امید مرتضی نامش ابالفضل

گل سوم گل میعاد باشد 

امام چهارمین سجاد باشد ....

 


 


يا علي گفتيم و عشق آغاز شد

يا حسين گفتيم و درها باز شد

ذکر يا عباس ذکر عاشقي است


نام مهدي عزت و بالندگي است


 

 

فرارسـیدن حــلول مـاه مبـارک شعبـان و مـیلاد سه نـور تابـناک


 

 « حضرت ابـاعبـدالله الحسـین (علیه السلام) ،


 

 باب الحوائج حضرت ابوالفـضل (علیه السلام) و حضرت سجّـاد (علیه السلام) »


 

 بـر ره پویان طریـق امامـت و ولایت مبــارک بـاد.


 

 

 

شهادت گل یاس در کویر ناسپاس بر عاشقان با احساس تسلیت باد . . .

  

دل خورشيد محک داشت؟

نداشت!
 يا به او آينه شک داشت؟

 نداشت!
 آسماني که فلک مي بخشيد احتياجي به فدک داشت؟

 نداشت!
 غير ديوار و در و آوارش ، شانه ي وحي کمک داشت؟

 نداشت!
 مردم شهر به هم مي گفتند در اين خانه ترک داشت؟

 نداشت!
 شب شد و آينه ي ماه شکست! دست اين مرد نمک داشت؟

 نداشت!
 تو بپر س از دل پرخون غمت! چهره ي ياس کتک داشت؟

نداشت!

 نداشت!


 نداشت...!

 

 اس ام اس و پیامک شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

 

فاطميه آمد و آن همدم و مونس کجاست؟


شمع مي پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟


در عزاي مادرت يابن الحسن(عج) يکدم بيا


تا نپرسند اين جماعت صاحب مجلس کجاست

 

  

اتاق خاموش است. صدایی به گوش نمی رسد. او بی حرکت خوابیده است . رو به سوی کعبه . او دختر نبی الله است ، ام ابیهاست ، بانوی بانوان جهان ، نازپروده پدر ، لطیفه ی مدینه .

او سیده اهل بهشت است، صاحب باغ فدک ، زخم خورده زخمهای کهنه کینه ، تنها یاور ولی خدا ، بی یارترین یار رسول .

زبان اسماء بند آمده است. می خواهد صدایش کند ، ولی می ترسد. سر به دیوار خانه نهاده است. تنها ، نگاهش می کند و آرام می گرید.

ولی باید او را بخواند . این خواسته خود اوست. سالها در این خانه جز امر او هیچ نکرده است. صدایش می زند:

بانوی من! جواب نمی دهد. قرار از دل اسماء فرو ریخت. بی حرکت بر جا ماند . قدرت دوباره سخن گفتنش نیست ،ولی باید صدایش کند.

فاطمه ! دختر رسول الله ! ...

باز هم جوابی نمی دهد. صدای اسماء می لرزد .مثل دست و پای لرزان زینب، اشک چشمهای حسن، تکان لرزان لبهای حسین.

اتاق خاموش است. صدائی به گوش نمی رسد. او بی حرکت خوابیده است . رو به سوی کعبه .

اسماء به طرف او رفت. پارچه سفید را کنار زد و جز هاله نیلوفری صورت زهرا و لبخند نشسته روی لبانش ، چیزی ندید.

روزی ندیده تابکنون چشم روزگار

از دور روزگار به روزگار عشق

پروانه گر ز عشق بسوزد عجب مدار

کاتش زند به خرمن هستی شرار عشق

* * *

امشب پرستوی علی از آشیان پر می کشد

داغ فراق فاطمه آخر علی را می کشد

اسماء بریز آب روان بر روی گلبرگ گلم

یاسم شده چون ارغوان ، وای از دلم ، وای از دلم

امشب ، اولین شب است بی حضور گرم تو. شب تاریک است. و سرد.

یتیمانت از بس گریه کرده اند خوابشان برده است. ولی من چگونه چشم بر چشم گذارم با این همه درد تنهائی ؟ هنوز کسی رفتنت را نمی داند، این گفته خود تو بود که خواستی شبانه دفنت کنیم. فردا دیگر صدای گریه ات مزاحم همسایه ها نخواهد شد.

به یاد داری که چه بی شرمانه می گفتند به فاطمه بگو یا شب گریه کند ، یا روز. از دست گریه های بی امانش به ستوه آمده ایم . کاش فقط یک بار دلیل گریه هایت را می پرسیدند.

فاطمه جان ! مطمئن باش که دیگر نه تو مزاحم آنهائی و نه آنها مزاحم تو . خوشا به حالت که آسوده شدی از دست این مردمان بی وفا . فردا تو نزد پدرت هستی ، در بهترین نقطه ی بهشت. پیامبر که رفت، تو تنها یاور روزهای تنهایی ام بودی . ولی به یقین بهشت با تمام میوه ها و رودها و حوریانش ، برای رسول ، گوارا نبود، بی حضور تو.و تو نیز ام ابیها بودی و چگونه می توانی تحمل کنی این روزگار عجیب را ، بی حضور پدر . حال من مانده ام تنها ، با تمام این وحشت زدگان غرق در مرداب زندگی و چه عالمگیراست سیاهی روحشان . مثل امشب ، تاریک و خاموش . همه خوابیده اند و اگر می دانستند که از این پس از چه نعمتی محرومند ، به یقین نه چشمهایشان اذن ورود به خواب می داد ، نه تاب و قرار بر دلهایشان می نشست.

علی تنهاست . تنها تر از همیشه. و او چه خواهد کرد بی فاطمه ، جز پناه بردن به چاههای صبورمدینه !

* * *

السلام علیک یا سیده نساء العالمین

یا فاطمه ! می خواهم با تو سخن بگویم ولی نمی دانم که رویم را به کدام سو بگردانم تا تو آنجا باشی. به بقیع ، به کنار قبر پیامبر و یا به خانه ات.

و این همه سال سرگردانی ما و این همه گمنامی تو ، دلیلی است بر عظمتت . ای سیده زنان عالم . تو آن قدر بزرگی که همه کس با چشم های خودبین و دنیابین نتواند ببیند،حتی محل دفن تو را .

و این همه عصمت و حجاب و عفت در که جمع خواهد شد ، جز دختر حبیب الله ، همسر ولی الله و مادر ثارالله !!!

یا فاطمه ! امروز سالها از رفتنت گذشته است . چیزی قریب به هزار و چهار صد سال . ولی ما حکایت تو را شنیده ام و حکایت نامردان روزگارت را که قدر امانت ندانستند و پیمان شکستند و چه بد عهدانی بودند آنانکه حرمت نگذاشتند ، حریم خانه رسول را.

و مگر اینان سخن پیامبر را نشنیده بودند که : " فاطمه پاره تن من است هر که او را بیازارد ، مرا آزرده و هر که او را خشنود کند مرا خشنود کرده است . "

یا فاطمه ! قرار روزگار اینگونه برایمان خواسته است که نه از جاهلان قبل از بعثت باشیم ، نه اولین مسلمانان تاریخ ، نه الله اکبر گویان فتح مکه و نه پیمان شکنان بعد از پیغمبر. ما تابعین توئیم . تابع رسول و اهل بیت.و به یقین نه قصد عهدشکنی داریم و نه قصد آزرده کردن دل رسول. و خوب می دانیم آزردن دل فاطمه ، آزردن دل پیامبر است .

یا فاطمه ! امروز روز پر گرفتن توست.

به ما نیز پرواز را بیاموز که از هر سکون ، خسته ایم.

آمین

شهادت گل یاس در کویر ناسپاس بر عاشقان با احساس تسلیت باد . .

 

 

 

کاش هدفمند شود انتظار

 

 

 

کاش هدفمند شود انتظار

 

ته بکشد سهمیه اضطرار

 

 

کاش که با دیدن پیک ظهور

 

 

شارژ شود شیعه امیدوار

 

 

"برای تعجیل در ظهورش صلوات" 

 

 

 

 

 

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

 

 

 

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش
نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر و مادرت زهرا
به دیدار قبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که می خوانی در کنار آن تربت خاموش
به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن
همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یاد ما هم کن چون زدی بوسه
کنار قبر ابوالفضل باوفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر
سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه
برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که می خوانی از برای فرج یاد ما هم باش
شدی محرم در مراسم حج یا صفا رفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش
به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه
به یاد این نوکر درب آستان خودت یاد ما هم باش



ابا صالح داروي دردم

ابا صالح دور تو گردم

اي حبيب دلم

 

مولا شمار درد دلم بی نهایت است،

 

 

 

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم،

یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

مولا شمار درد دلم بی نهایت است،

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت . . .

من گریه می ریزم به پای جاده ات تا

 آیینه کاری کرده باشم مقدمت را

اول ضمیر غائب مفرد کجایی؟

 ای پاسخ آدینه های پر معما . . .

اللهم عجل لولیک الفرج


 

ماه رمضان است صفا آمده است

 

 

ماه رمضان است صفا آمده است


 بر خانه دل نو رو ضیا آمده است


از سفره ما بوی بهشت می اید


این سفره ز درگاه خدا آمده است

*♥**♥**♥**♥**♥**♥**♥**♥**♥*

رسید آن ماه مهمانی یزدان


زدل دستی بریم تا کوی جانان


 بگیریم هر سحر جام از سبویش


بخوانیم صد غزل اخلاص و عرفان

*♥**♥**♥**♥**♥**♥**♥**♥**♥*

مسجد، سر ظهر خشکسالی دارد

دینم بی تو  جای خالی دارد

من مانده ام و سوال سختی اینطور :

ماه رمضان با تو چه حالی دارد ؟

به امید ظهور امام زمان

 

زبان حال حضرت مهدی.......

 

 

کیستم من ایکه در هر روز وشب

میکنی از حق ظهورم را طلب

بارها دیدی مرا نشناختی

بارها در غصه ام انداختی

بارها دیدم تورا کردم سلام

تو جواب من نگفتی یک کلام

بارها دیدم گنهکاری تو

گریه کردم بر تبهکاری تو

بارها دیدم تورا در انجمن

مست اغیار منی غافل زمن

بارها جایت خجل گردیده ام

شرمسار ومنفعل گردیده ام

بس کنم دیگر من این گفت و شنود

عقده بود و در گلویم خفته بود

هرچه بود ایام آن دوران گذشت

هر چه کردی هر چه بودی آن گذشت

حالیا از نو عمل آغاز کن

باب عشق دیگری را باز کن

عشق یک سویه یقین باطل بود

این دل ما هم بتو مایل بود

ما بتو عشق و محبت داده ایم

ما بتو جام ولایت داده ایم

ما بتو هجران و وصل آموختیم

ما لباس عشق بهرت دوختیم

ما تورا اول صدایت کرده ایم

ما برای خود جدایت کرده ایم

ما بنام خویش در بستت زدیم

داغ عشق خویش بردستت زدیم

ما تو را خندان وگریان میکنیم

ما تورا مشمول احسان میکنیم

ما تو را این سوو آن سو میبریم

ما  تو را با هر بدی هم میخریم

مهدیم من مهدی (عج) آل حسین (ع)

روی لب دارم گل خال حسین (ع)

کو یکی تا دست در دستش دهم

یک دل سر تا به پا مستش دهم

پیر میخانه منم ای میخوران

می بگیرید از لب کوثر نشان

چارده معصوم را یکجا منم

عترت و قرآن به یک معنا منم

انبیا بر من توکل کرده اند

درد را با من تحمل کرده اند

من تمام دردها را دیده ام

کمتر آگه شد کسی ازایده ام

کن گنه کمتر مسوزان قلب ما

تا شوی محبوب نزد کبریا
 
 
 

(به امید ظهورش ، میلاد آقا مبارک)

 

هر جمعه به اميد فرج تو، با دیدگان خیس و نگران، چشم به راه دیدن خورشيد رویت مانديم و می‌مانیم تا بيايی و با نور الهی‌ات دل شب سیاه جهل و تباهی رابشکافی و نور ولایت را در تمام عرصه گیتی جلوه‌گر‌کنی.
هر شب تا سحردست توسل و نياز به درگاه معشوق برده واز او عاجزانه خواستیم ومی خواهیم هر چه زودتر تورا از پس پرده غیب برون آرد تا عالم را از عدل و داد پر کنی.

 

نیمه شعبان

 

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی /  پیشش اگر از ما شکایت کرده باشی

حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند / یک شب نمازی را امامت کرده باشی

یا در لباس ناشناسی در شب قدر / از خود حدیثی را روایت کرده باشی

پس مرمکهای نگاه ما عقیم ا ند / تو حاضری بی آنکه غیبت کرده باشی . . .

.

 

 

چه شود بیاید آن روز که به تو رسیده باشم / به هوای دیدن تو ز هوا رهیده باشم

همه عمر من به یاد تو گذشته نازنینا / نکند که من بمیرم و تو را ندیده باشم . . .

(به امید ظهورش ، میلاد آقا مبارک)

.

.

آرام جانان

 

 

 


بدل الهام ميگردد که الهامم نمي آيد


نمي دانم چرا آرام جانانم نمي آيد

وليکن قصه ليلي ومجنون سر نمي آيد

نگارم سالها چشم انتظار ديدنت بودم

ز بهر ديدن تو چشم هايم را نمي بندم

ز شوق ديدنت خوابي به چشم من نمي آيد

هزاران بار مردم من وليکن زنده کردي باز

بدان اينکار جز ناز تو از کس بر نمي آيد

چو ماه اندر دل چاهي و خورشيدي به پشت ابر

که دستم کوته از هر دو و کاري بر نمي آيد

گلستان دل من سوخت از داغ فراق تو

بجز شعله دگر چيزي برون از قلب بيمارم نمي آيد

بدان آخر در اين دنيا نباشد بين ما وصلي

رسي وقتي کنارمن که سودي بر نمي آيد

بدان تنها تر از تنها ميان کوچه ميميرم

ولي آهي دگر از سينه ام بيرون نمي آيد

اللهم عجل لولیک الفرج

 

آغاز امامت حضرت ولی عصر(عج) بر منتظران مبارک باد

 

 

  ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

 ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار

 

روز فرخنده فرماندهی ات بر افلاک،

 ای سلیمان ولایت خوش باد

 

تجلی نور ولایت منجی عالم حضرت "ولی عصر"

 امام زمان (عج)  مبارک باد

 

 modiri88.blogfa

 

دستگیری ریگی ملعون، بدست سربازان کمنام

را تبریک عرض می کنم