زبان حال حضرت مهدی.......
کیستم من ایکه در هر روز وشب
میکنی از حق ظهورم را طلب
بارها دیدی مرا نشناختی
بارها در غصه ام انداختی
بارها دیدم تورا کردم سلام
تو جواب من نگفتی یک کلام
بارها دیدم گنهکاری تو
گریه کردم بر تبهکاری تو
بارها دیدم تورا در انجمن
مست اغیار منی غافل زمن
بارها جایت خجل گردیده ام
شرمسار ومنفعل گردیده ام
بس کنم دیگر من این گفت و شنود
عقده بود و در گلویم خفته بود
هرچه بود ایام آن دوران گذشت
هر چه کردی هر چه بودی آن گذشت
حالیا از نو عمل آغاز کن
باب عشق دیگری را باز کن
عشق یک سویه یقین باطل بود
این دل ما هم بتو مایل بود
ما بتو عشق و محبت داده ایم
ما بتو جام ولایت داده ایم
ما بتو هجران و وصل آموختیم
ما لباس عشق بهرت دوختیم
ما تورا اول صدایت کرده ایم
ما برای خود جدایت کرده ایم
ما بنام خویش در بستت زدیم
داغ عشق خویش بردستت زدیم
ما تو را خندان وگریان میکنیم
ما تورا مشمول احسان میکنیم
ما تو را این سوو آن سو میبریم
ما تو را با هر بدی هم میخریم
مهدیم من مهدی (عج) آل حسین (ع)
روی لب دارم گل خال حسین (ع)
کو یکی تا دست در دستش دهم
یک دل سر تا به پا مستش دهم
پیر میخانه منم ای میخوران
می بگیرید از لب کوثر نشان
چارده معصوم را یکجا منم
عترت و قرآن به یک معنا منم
انبیا بر من توکل کرده اند
درد را با من تحمل کرده اند
من تمام دردها را دیده ام
کمتر آگه شد کسی ازایده ام
کن گنه کمتر مسوزان قلب ما